bookmark

معنای برينش

برينش

به ضم اول و ثانى به تحتانى رسيده و نون مكسور به شين نقطه‌دار زده به معنى بريدن و برش باشد و به معنى راندن شكم و بريدن آن هم هست به معنى اين كه گويا شكم او را از غايت درد مى‌برند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص143)
sourceLink

- [بضم باء و كسر راى مهمله و نون و سكون ياء] براندن شكم و بريدن آن باشد در نسخۀ ميرزا. در شرح سامى بمعنى آنكه گوئى شكمش را از غايت درد مى‌برند آمده و بمعنى بريدن مطلق نيز آمده. مثال اين معنى شيخ نظامى گويد: بيت دلى بايد انديشه را تيز و تند برينش نيايد ز شمشير كند
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص153)
sourceLink

(اسم مصدر) بريدن. برش. قطع. ¦¦راندن شكم و بريدن آن، كه گويا شكم او را از غايت درد مىبرند. زحير. ¦¦هجرت. دور شدن. جدا شدن. جدايى.
(
لغت نامه دهخدا
, ص423)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]بريدن و برش و شكم‌روش و زحير كه گويا شكم را از شدت درد مى‌برند.و مقراض.
(
فرهنگ نفیسی
, ص592)
sourceLink

بريدن شكم.
(
فرهنگ قواس
, ص161)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.